تبليغاتX
من تنهام



دلم گرفته است٫

می خواهم از درازای شب یلدا بگویم

می خواهم از سفیدی برف حیاط کوچک خانه یمان

از صدای چک چک ناودان زنگ زده

از حقیری دست کودک هشت ساله

و از نرمی صدایی که می گوید

هشیار باش!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 14:30  توسط سروش  | 



در زندگی زخمهايی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته در انزوا می خورد و میتراشد.

این تصویر بزرگ مرد ادبیات ایرانه خالق بوف کور و شاید هم خود بوف کور...

 اون همیشه تو کتاباش می خواد یه جوری رو آدم تاثیر بزاره اکثر داستاناشم مایوس کنندست.

تو یه قسمت از بوف کور می گه:

در اين دنیای پست پر از فقر و مسکنت ، برای نخستین بار گمان کردم
که در زندگی من یک شعاع آفتاب درخشيد - اما افسوس، اين شعاع
آفتاب نبود، بلکه فقط یک پرتو گذرنده، یک ستارهء پرنده بود...

می دونی چیه؟ دیگه داره باورم میشه که نقش اول یکی از رمانای غمگین صادق هدایت هستم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 14:37  توسط سروش  | 



چند نوع درد داریم :کمر درد سر درد معده درد دماغ درد و ..... ولی درد وداع وای از هرچی سر درد و دماغ درد بد تره. مخصوصا اگه دوری کسانی باشه که دوستشون داری هیچ وقت از محل زندگیت دور نشو هیچوقت ......!!!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 15:57  توسط سروش  | 



نمیدونم از کجا شروع کنم؟؟؟ موقع انشا نوشتن کلی با خودم کلنجار می رم. تا میام به خودم بیام میبینم همه نوشتن و فقط من تنها نشستم ... دلم می خواد داد بزنم ولی دیگه صدامم در نمیاد ... دلم گرفته ... همون من اصلا ننویسم ولی چی کار کنم نه صدام در میاد نه خطم قشنگه مجبورم تایپ کنم...

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 11:1  توسط سروش  | 



        

آره من تنهام خیلی تنها تر از اون که فکرشو بکنی از اون اتفاق بزرگ به این ور دیگه از زندگی سیر شدم. همش فکر می کنم قبل از این که پا توی این دنیای شوم و ژ از نیرنگ و فریب و زیر آبزنی و شلوغ و در عین حال سرد مرتکب گناهی که هرگز بخشوده نمی شه. می دونی دیگه دارم ماتریکس رو باور می کنم دارم می فهمم لونه ی خرگوش چقدر عمیقه!!!!!!!

                                                 {آره داش اینجوریه}

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 15:24  توسط سروش  | 



تا حالا شده چند تا اتفاق نا گوار براتون همش تو یه سال بیفته؟؟؟ 

نمیدونی انقد ضد حاله  دیگه از زندگی چت دوس دختر همه و همه زده شی  اصلا میدونی چیه؟ به قول امزیپر بعضی قلبا دنیایی واسه خودش داره یه چیزایی توش داره که تویه دنیا نداره  ... 

بعضی وقتا بغضم می گیره دلم می خواد بشینم و تا ابد گریه کنم اصلا نمیدونم جرم ما واسه زندگی چیه؟؟؟ آره اصلا چیه؟؟           

               جرم ما واسه زندگی چیه؟؟؟؟؟؟؟{لطفا نظر}

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 11:23  توسط سروش  |