تبليغاتX
من تنهام



رویارویی با باران بدون چتر

آه می دانم

میدانم نخواهی فهمید

هرگز نخواهی فهمید زندگی را زیر باران بدون چتر

هرگز سراسیمه به دنبال چتری نباش

در سر پناهی باش

گویند باران دوامی ندارد

گویند چتر را در باران چند برابر خواهند فروخت

این بار ترا خواهم خواند ای الهه ی باران

کسی در خیابانها به دنبال گریز است

وای چتر های رنگین بشتابید

دختری در کوچه ها می دود

باران بند آمده!!!

خیابان بوی باران می دهد

پیرزنی با چتر های رنگی در خیابان ها داد می زند

((کسی نیست چتر بخرد؟))

افسوس!!!

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 2:31  توسط سروش  |